حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
ترجمهء احوال 25
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
نمايندگان مجلس كه متوجه وخامت اوضاع شده بودند و بهرحال غضب شاه را خطرى براى مشروطيت ميديدند ، در ذيقعدهء 1325 ق . بكمك مشير الدوله نامهاى در باب رفتار محمد عليشاه به رئيس مجلس فرستادند ، و در حقيقت بدست او زنگوله را به گردن گربه بستند ! يعنى اقدامات مشير الدوله موجب آن شد كه در 17 ذيقعده محمد على شاه سوگند - نامهاى امضاء كرد و به مجلس فرستاد . محمد على شاه چنين قسم خورد : « به اين كلام اللّه مجيد قسم ياد مىكنيم كه اساس مشروطه و قوانين اساسى را كلية در كمال مواظبت ، حمايت و رعايت كنيم . ليلهء 17 ذيقعدهء 1325 ق . » . مشير الدوله بلافاصله براى اينكه دنيا را از نتيجهء كار مشروطيت ايران - كه آن روزها تبليغاتى در خارج عليه آن شده بود - آگاه كند ، اين تلگراف را به دنيا مخابره كرد : « اختلافى كه بين ملت و دولت پيدا شده بود به حمد اللّه به خوبى رفع شده ، اعليحضرت همايونى در مجلس شوراى ملى با امضاى قرآن مجيد حفظ مشروطيت را مطابق قانون اساسى متعهد شدند ، اطمينان به عمل آمد ، كابينهء جديد مسئول رفع اختلافات شد » . ( مشير الدوله ) . محمد على شاه قرآن را مهر كرده و بعنوان وثيقه به مجلس فرستاده بود . در چهارم ربيع الثانى 1326 ق . كابينهء نظام السلطنه تشكيل شد و مشير الدوله وزير خارجهء آن بود ، اين كابينه چندى نپائيد و در 8 جمادى الاول 1326 ق . كابينهء احمد خان مشير السلطنه روى كار آمد و مشير الدوله وزير علوم آن بود . اين آخرين هيئت دولت اول مشروطيت بود كه به مجلس معرفى شد ، زيرا بحران و اختلاف ميان شاه و مجلس كمكم به حد اعلاى خود رسيد . مرحوم كسروى مينويسد : « از 21 ج 1 ر 1326 ق . مشير الدوله و مؤتمن الملك به ميانجىگرى ميپرداختند ولى هردو سوى را از خود خشنود ميخواستند . مشير الدوله و مؤتمن الملك و نير الدوله به مجلس مىآمدند و ازينسوى مستشار الدوله و ممتاز الدوله و ديگران با آنان مىنشستند و گفتگوها ميكردند ولى بنتيجهاى نمىرسيدند ! » « 1 » . درين بازى ، سفارت روس بيش از هرجا تكاپو ميكرد و خصوصا با سفارت انگليس در مذاكره بود كه آن سفارت را بهمراهى خود و يارى با محمد عليشاه همراز كند ، و كار دخالتش تا بدانجا رسيد كه سفير روس با وزير خارجهء ايران مشير الدوله چنين گفتگو كرد : « موسيو دهارت ويگ M . Hartwig سفير روس به خانهء وزير خارجه وارد گرديد ، سفير روس گفت : جان شاه در خطر است ، اين مليون چكار به كار نوكران شخص اعليحضرت بويژه امير بهادر جنگ دارند ؟ كار انجمنها و مليون بدينجا كشيده كه همه آرزوشان بركنارى شاه است ، اگر چنين واقعهاى رخ نمايد روسيه ناگزير به پاى درميانى بوده و
--> ( 1 ) - كسروى ، تاريخ مشروطيت ، ص 604 .